...!
آری همان بهتر که از تو دور باشم
وقتش رسیده تا کمی مغرور باشم
بهتر که با شادی به هم بدرود گوییم
سخت است در آن لحظه که مجبور باشم
من عاشقم اما نمی خواهم برایت
چیزی شبیه وصله ناجور باشم
یک مرد خنزر پنزری قوزی ام که
باید از ابهامات بوف کور باشم
بگذار پیش چشم عاشق های دنیا
مظلوم باشی تا ابد منفور باشم
دلسردم از عاشق شدن طوری که باید
محتاج سنگ و خاک سرد گور باشم
"جعفر حسنی"
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11:40 توسط احسان
|
شینگٍن