امانت

شاعری وارد دانشکده شد

دم در

ذوق خود را به نگهبانی داد!

 

***

نماز

شاخه ای گل در دست

شاعری قامت بست

بعد با نام خدا

چند رکعت تن گل را بویید.

***

اشتباه

شاعری قبله نما را گم گرد

سجده بر

مردم کرد!

***

آرامش

شاعری

 وام گرفت

شعرش آرام گرفت!

***

طریقت نو

زاهدی نو بنیاد راه و رسم عرفا پیشه گرفت

لنگ مرغی برداشت

و به آهنگ حزین آه کشید:

"مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک"

***

مراعات نظیر

تاجری دسته گلی پرپر دید

یاد پروانه کسبش افتاد!

***

خودسوزی

شاعری دفتر خود را سوزاند

پای تا سر بدنش تاول زد!

***

برکت

شاعری رفت به ده

برکت از گندم آبادی رفت

کدخدا شاعر شد!

***

انحنا

شاعری خم می شد

منشی قبله ی عالم

می شد!

***

خاتمه

شاعری در مشعر

عارفی در عرفات

بر گل روی محمد(ص)

صلوات!

                   *سید حسن حسینی*